
حال به دور این کعبه دل ، مست می گردم
چرا که خانه خداست،من دور خدا می گردم
+ نوشته شده در
89/03/17ساعت 11  توسط هاروت
|

..............
+ نوشته شده در
89/01/08ساعت 13  توسط هاروت
|

در تنهایی با چشمانی اشک آلود ، فقط به گذشته می نگریست.
+ نوشته شده در
89/01/08ساعت 13  توسط هاروت
|

از قله ها و کوه ها
بی آنکه شناسنامه ام را بردارم
وآواز تنم کنم.
پرت شده ام
+ نوشته شده در
88/08/30ساعت 0  توسط هاروت
|

داس برپیکر گندم می زند.
بی هیچ نوازشی.
+ نوشته شده در
88/06/25ساعت 13  توسط هاروت
|